|
سلام؛ بنا به صحبتی که قبلا باهم داشتیم و خدمت شما عرض کردم که من ناراحتی ریوی داشتم و حالا خوب شدم. این نوشته را برای اطلاع بیشتر خدمت شما تقدیم می کنم. من بعد از اینکه در کاسبی شکست خوردم چون تحصیلات دانشگاهی نداشتم و فکر می کردم کار و هنری هم بلد نیستم به دنبال شغل جوشکاری رفتم به امید اینکه در پتروشیمی با حقوق مثلا بالا وارد کار شوم و شروع به کار کنم. من بعد از 4 ماه توانستم این شغل را یاد بگیریم و به سرعت وارد مجتمع پتروشیمی بندر امام و پتروشیمی رازی شدم و شروع به کار کردم. بعد از مدتی...
متوجه شدم که دچار نفس تنگی می شوم ولی به آن توجهی نکردم تا زمانی که یکی از دوستان که از مرخصی آمد و بعد از یک هفته ای مرا دید اظهار کرد که چقدر لاغر شدی و من آنجا متوجه حال خود شدم. بعد از این مسئله یک شب به صورتی نفس تنگی گرفتم که تنفس امری سخت و دشوار برایم شد. رنگ تیره شد و علی رغم تلاش دوستانم، در حال من بهبودی حاصل نشد. دوستانم ماشین فراهم کردند و مرا به بیمارستان بردند. بعد از معاینات و آزمایشات دکترم تشخیص داد که من حساسیت شدید ریوی پیدا کردم و توصیه کرد که این کار را رها کنم و از این شهر بروم. ولی من به خاطر علاقه شدیدی که به کارم داشتم توجه نکردم و به کار خود ادامه دادم تا زمانی که دوباره و بسیار شدیدتر دچار حالت نفس تنگی شدم. با دکترم مراجعه کردم و او دوباره به من توصیه کرد که کارم را رها کنم و از آنجا بروم و گرنه مریضی من به آسم تبدیل می شود. من هم از روی اجبار کار خودم را رها کردم و به تهران برگشتم ولی آن حالت حساسیت شدید را داشتم به طوری که زمانی که در تاکسی می نشستم و کسی از مسافران از ادکلن استفاده کرده بود به مدت 48 ساعت ریه من می سوخت. عذاب سختی بود. من در زمان مریضی خود در ماهشهر در مدت 26 روز مقدار 15 کیلواز وزن خودم را از دست دادم. خیلی ضعیف شده بودم اما با این حال نمی توانستم از کشیدن سیگار هم صرفنظر کنم. مریضی من به حدی بود که در خانه ما کسی از ادکلن استفاده نمی کرد چون خانواده من می دونستند که چقدر حال منو خراب می کنه. بعد از مدتها و رنجهای فراوان و عذاب زیاد و تحمل کردن این مرض سخت یکباره مریضیم از بین رفت و مرا رها کرد. البته این امر بعد از شناخت شما و مکتب کمال بود، این مسئله چطوری برای من حل شد نمی دانم، فقط این را می دانم که خواستم مریضیم خوب شود و شد.
بعد از مدتها متوجه شدم بوی مواد شیمیایی حال مرا خراب نمیکند بعد از سالها متوجه شدم که دیگر بوی ادکلن سینه ام را نمی سوزاند. بعد از ان مدتی خودم با ترس و لرز شروع کردم به ادکلن زدن البته به مقدار خیلی کم و خفیف. بعد متوجه شدم کاملا خوب شدم و به اندازه زیاد به خودم ادکلن می زدم. آن زمان من فهمیدم که حالم کاملا خوب شده، لازم به ذکر است که فقط بوهای غلیظ حال مرا خراب نمی کرد حتی بوهای خیلی خفیف مثل بوی کرم هم حال مرا خراب می کرد. ولی حالا به لطف خداوند و راهنمایی های شما دیگر به هیچ عنوان چنین مشکلی ندارم و اول از خداوند و دوم از شما که این راه را به من نشان دادید تشکر فراوان می کنم. |
تلقینهای مثبت
|
من انسان دوست داشتنی هستم ولی برای دوست داشتنی بودن نیازی نیست بی نقص و کامل باشیم. |
آمار بازدید تا به امروز
بازدیدکنندگان: 2107774